۱۳۹۱/۰۵/۰۱

۲۱ بازی برتر E3 2012 – قسمت آخر

۷٫Resdient Evil 6/ZombiU

Resident Evil 5 بازی ای بود که خیلی از ریشه هایش دور شده بود و رسما به یک عنوان کاملا اکشن تبدیل شده بود با این حال نمره های خوبی از سایت ها و مجله های مختلف دریافت کرد.خوش بختانه Resident Evil 6 با این که اکشن اش از فضای ترسناک اش بیش تر است،اما تا حدودی وفادار به Resident Evil 4 و بازی های قبل آن باقی مانده است.داستان بازی در سال ۲۰۱۳ می گذرد .جایی که رئیس جمهور آمریکا،آدام بنفورد (Adam Benford) تصمیم می گیرد به صورت رسمی حقیقت پشت ماجراهای “شهر راکون” (Raccoon City) در سال ۱۹۹۸ را با مردم در میان بگذارد (شهر راکون سال ۱۹۹۸ توسط بمب هسته ای به دستور همین رئیس جمهور با خاک یکسان شد و البته کمپانی آمبرلا نیز نقشی مهم در این عمل داشت) و البته هدف او از این کار جلوگیری از فعالیت های بیوتروریستی است.اما در همان لحظه حمله ای بیتروریستی دیگر در محل حضور رئیس جمهور شکل می گیرد و او تبدیل به زامبی شده و “لیون اس.کندی”(Leon S. Kennedy ) با کشتن وی به همراه همکارش “النا هارپر” (Elena Harper) بزرگ ترین و سخت ترین تصمیم زندگی اش را می گیرد و به چین می رود تا جلوی این حمله بیوتروریستی را که همین طور در حال رشد است بگیرد.ویروس جدیدی که در اکثر نقاط جهان پخش شده،”ویروس سی” (C Virus) نام دارد.اما ماجرا پیچیده تر از این هاست.”النا هارپر” شخصی است که این ویروس را در آمریکا و چین پخش کرده و قرار است در چندین کشور دیگر نیز این کار را انجام دهد .اما وقایع پشت این ماجرا چیست؟او با چهره ای مضطرب و بی قرار “لیون” را همراه می کند.در E3 امسال مشخص شد که تروریست ها خواهر وی را گروگان گرفته و او را مجبور به انتشار ویروس می کنند.از طرف دیگر و در “هنگ کنگ” نیز “کریس ردفیلد” شخصیت اصلی نسخه ی پنجم با تیم خود و هم چنین B.S.A.A موظف است حملات بیوتروریستی را متوقف کند و پسر “آلبرت وسکر”(Albert Wesker ) یعنی” جیک مولر”(Jake Muller) در اروپای شرقی به همراه همکارش “شری بیرکین”(Sherry Birkin) وظیفه ای مشابه “لیون” و “کریس” دارند.بازی دارای سه کمپین مختلف است و در انتها هر سه داستان به یک دیگر پیوند می خورند.حال و فضای کمپین “لیون” دارای ترس و وحشت بیش تری است .کمپین مربوط به “کریس” اکشن خالص است و کمپین مربوط به “جیک مولر” نیز بیش تر دارای حرکات رزمی است .این نکته قابل ذکر است که به پایان رساندن بخش داستانی بازی ۳۰ ساعت طول می کشد و این به این معنی است که داستان بازی دو برابر بیش تر از داستان نسخه ی قبل است.دو نوع دشمن در بازی وجود دارند.یکی زامبی های همیشگی این سری که در این بازی حضور دارند و دیگری دشمنان جدید به نام”J’avo” هستند که بسیار خطرناک تر از زامبی ها هستند.آن ها می توانند از سلاح گرم استفاده کرده و به صورت گروهی به شما حمله کنند .حالا دیگر می توانیم به هنگام دویدن یا راه رفتن تیراندازی کنیم.چیزی که جای خالی اش در بازی های قبل به شدت احساس می شد.”لیون” می تواند بر روی زمین لیز بخورد و در همان حال تیر انداری کند یا حرکات تمام کننده بر روی زامبی ها انجام دهد.بازی با موتور MT Framework در دست ساخت است .گرافیک بازی عالی است و این امر در نمایش بازی در E3 امسال و کنفرانس مایکروسافت کاملا مشخص بود.افکت های انفجار و انیمیشن شخصیت های اصلی عالی است.جالب است بدانید بازی دارای ۴ ساعت “میان پرده” (Cut Scene ) است که در نوع خود فوق العاده است .آهنگساز بازی،”آکیهیکو ناریتا”(Akihiko Narita) است .کسی که موسیقی بازی پنج این سری را نیز ساخته بود.او موسیقی چندین بازی از سری Monster Hunter را نیز ساخته است.موسیقی در یکی از تریلر های مربوط به گیم پلی “لیون” که در E3 نیز پخش شد،فوق العاده بود و باید منتظر موسیقی متن عالی بازی باشیم.بازی با بیش از ۶۰۰ کارمند استودیوی Capcom در دست ساخت است و تاریخ انتشار بازی از ۲۰ نوامبر به ۲ اکتبر سال جاری موکول شد.

ZombiU

شاید وقتی در حال خواندن این مطلب باشید بگویید چرا رتبه یZombiU با Resident Evil 6 برابر است یا رتبه اش بیش تر از Hitman: Absolution ،Call of Duty: Black Ops 2،God of War: Ascension و بازی های پیشین این مقاله است.(این عنوان به نوعی یک ریمیک از عنوان Zombi است که در سال ۱۹۸۶ عرضه شد)واقعیت این است که این بازی واقعا جدید است و البته به قدری گیم پلی آن عالی و متنوع است که به راحتی اکثر بازی های بزرگ را کنار می زند . نمایش بازی چه در کنفرانس یوبیسافت ،چه در غرفه های یوبیسافت و نینتندو و چه در کنفرانس نینتندو،فوق العاده بود و می توان منتظر یکی از بهترین بازی های Survival Horror های این نسل بود که البته یک عنوان اول شخص است .اما متاسفانه این بازی در بین بازی های بزرگ این نمایشگاه محو شد و اکثر طرفدران بازی های مختلف، کوچک ترین توجهی به این عنوان نداشتند.داستان بازی در لندن واقع در انگلستان رخ می دهد.جایی که اکثر مردم شهر به دلیل پخش شدن ویروس جدیدی تبدیل به زامبی شده اند .تیزر تریلری که در کنفرانس یوبیسافت پخش شد،از بهترین تریلر های نمایشگاه بود هر چند که چیزی از گیم پلی بازی نشان نمی داد اما در غرفه های مربوط به این عنوان،گیم پلی بازی نیز نمایش داده شد.تیزری که در کنفرانس یوبیسافت پخش شد،همراه با سرود ملی کشور انگلسان بود که به سبک Folk خوانده می شد و حال و هوای به مخاطب منتقل می کرد.به هر حال پیشنهاد می کنم تیزر این بازی را حتما مشاهده کنید.گیم پلی بازی واقعا جالب به نظر می رسد.در بازی سیستم” مرگ ابدی” (Permanent Death ) وجود دارد .به این معنی که اگر کاراکتری که با آن در حال بازی کردن هستید،در هر زمانی بمیرد،مانند دیگر بازی ها دوباره زنده نخواهد شد و باید بازی را با یک شخص کاملا جدید آغاز کنید .هم چنین گیم پلی ZombiU به شکلی است که کاراکتر مورد نظر با یک ضربه ی زامبی کشته می شود و این نکته ی بسیار مثبتی در بازی حساب می شود چرا که بازی را ترسناک تر می کند هم چنین در بازی یک کوله پشتی نیز وجود دارد که وسایل و چیز های حیاتی را در در آن قرا رمی دهید.نکته ی جالب این است که کاراکتر جدید بعد از مرگ کاراکتر قبلی که حالا تبدیل به زامبی شده است،قادر به اسفاده از کوله پشتی او خواهد بود !از آن جایی که پلتفرم اصلی بازی کنسول نسل بعدی نینتندو یعنی WiiU خواهد بود،صفحه ی کنترلر مخصوص WiiU نقش بسزایی را در گیم پلی بازی ایجاد خواهد کرد.یکی از قابلیت های جالب کنترلر WiiU این است که می توانید با استفاده از دوربین های کوچکی که در کنترلر جای گذاری شده اند،چهره ی خود را به زامبی تبدیل کنید و هر حرکتی که انجام می دهید با همان چهره ی زامبی شکل،توسط WiiU نمایش داده می شود!در کل ZombiU از بهترین عنوان های نمایشگاه E3 امسال بود توجه کمی به آن شد.این عنوان قرار است به صورت انحصاری بر روی WiiU عرضه شود.

۶٫Beyond: Two Souls/Assassin’s Creed III

Beyond: Two Souls بازی عجیبی است.از یک سو همان اتمسفر تیره و تاریک و گیم پلی ای نزدیک به عنوان قبلی “دیوید کیج”(David Cage) و استودیوی “کوانتیک دریم” (Quantic Dream ) یعنی “باران شدید” (Heavy Rain ) را دارد و از یک سو دارای ویژگی های خاص خود چه در گیم پلی و چه در داستان است.داستان بازی در مورد ۱۵ سال زندگی “جودی هولمز”(Jodi Holmes) شخصیت اصلی بازی است.او زمان کودکی احساس می کرده همیشه شخص دیگری در زندگی او حضور دارد و به او کمک می کند.این شخص که در واقع یک “روح” است،”آیدن”(Aiden) نام دارد و در گیم پلی بازی نقش اساسی را ایفا می کند.در تریلری که در کنفرانس سونی پخش شد،هیچ چیز از گیم پلی بازی به نمایش در نیامد و تنها یک تریلر ۵ دقیقه ای سینماتیک بود .در عوض از داستان بازی چیز هایی فهمیدیم.این را می دانیم که “جودی” به دلیل خاصی تحت تعقیب پلیس است و این تا آخر بازی ادامه خواهد داشت.هم چنین او می تواند آینده را (منظور از آینده ،چند سال دیگر نیست،بلکه اتفاقاتی را که در ساعت ها یا حتی دقایق پیش رو برایش ممکن است اتفاق بیفتد را می گویم)متوجه شود و به همین دلیل همیشه از خطرات آگاه است.دکمه زنی در بازی نقش بسزایی را در مبارزات و سایر المان های بازی دارد و اکثر گیم پلی “جودی” به غیر از مواقع راه رافتن یا دویدن و گاهی سکو بازی،به همین دکمه زنی محدود می شود.البته با توجه به دو تریلری که از بازی پخش شده ،جودی کنترل وسایل نقلیه همچون موتور را نیز بر عهده خواهد داشت.گیم پلی مربوط به “آیدن” به کل متفاوت است و نقشی اساسی تر دارد.با کنترل آیدن می توانیم کار های زیادی انجام دهیم تا راه را برای “جودی” هموار کنیم و یا او را از دست پلیس نجات دهیم.به عنوان مثال می توانیم یک ماشین را آتش بزنیم و سپس منفجر کنیم،وارد روح پلیس ها شویم و با آن شخص که وارد روحش اش شدیم،به دیگر پلیس ها شلیک کنیم یا این که حواس پلیس را پرت کنیم تا “جودی” پیشروی کند .هم چنین آیدن می تواند درهایی را که “جودی” قدرتش را ندارد،باز کند .سورپرایز David Cage برای این عنوان در کنفرانس سونی،اعلام بازی کردن بازیگر جوان و کاندید اسکار برای فیلم Juno یعنی Ellen Page در نقش “جودی” بود.به گفته ی کیج،Ellen Page یکی از متفاوت ترین نقش هایش را در این عنوان،اجرا کرده است .برای حرکات بدن شخصیت های بازی از سیستم Motion Capture پیشرفته ای استفاده شده است .همان سیستمی که در دموی Kara شاهد آن بودیم و در کل گرافیک و اتمسفر بازی فوق العاده است .Beyond: Two Souls که با PS Move نیز سازگار نیست،قرار است در نیمه ی اول سال ۲۰۱۳ ،به صورت انحصاری بر روی PS3 عرضه شود.

Assassin’s Creed III

نیازی به توضیح تاریخ سری Assassin’s Creed و همین طور Assassin’s Creed III نیست .چرا که این عنوان به قدری در ایران پرطرفدار است که دیگر معرفی آن امری بی معنی است .حتی آخرین شماره ی این سری که قرار است اکتبر جاری عرضه شود نیز به اندازه کافی در بین بازیباز های ایرانی شناخته شده است.حتما می دانید داستان بازی در اتفاق انقلاب آمریکا و اتفاقات بعد از انقلاب آمریکا می گذرد.در واقع داستان بازی روایت گر ۳۰ سال زندگی Ratonhnhake:ton (بخوانید را-دون-ها-گی-دون) که در بازی با نام “کانر کنوی” (Connor Kenway ) شناخته می شود،است .شخصیتی جدید در سری Assassin’s Creed با خصوصیاتی جدید.شاید بتوان او را (از نظر ویژگی های اخلاقی) شبیه به “الطایر” دانست که شخصیت اصلی بازی اول سری بود.”کانر” شخصی کم حرف است و به هنگام حرف زدن با دیگران،تنها اطلاعاتی را که واقعا لازم دارد از آن ها بدست می آورد و نه چیزی بیش تر یا کم تر.طرز دویدن سریع او با دیگر شخصیت های این سری کاملا متفاوت است و سلاح اصلی او شمشیر نیست،بلکه یک “توماهاک”(Tomahawk ) است .البته او در استفاده از تیر و کمان و سلاح گرم نیز مهارت خاصی دارد.”کانر” یک دو رگه است.یک رگ اش انگلیسی و یک رگ اش سرخ پوست آمریکایی است .همانند داستان بازی های پیشین این سری،”کانر” نیز به دنبال یافتن رئیس “تمپلار”ها در جریان انقلاب آمریکا است .به گفته ی سازندگان در این بازی ما بیش تر از گذشته کنترل “دزموند” را در دست خواهیم داشت و این به این معنی است که بیش تر از گذشته شاهد مکان های مدرن تر در زمان حال خواهیم بود.جالب است بدانید شخصیت های تاریخی مهم از جمله “جرج واشینگتون”،”بنجامین فرانکلین”،”چارلز لی”،”پادشاه جرج سوم” و … در داستان بازی نقش بسزایی خواهند داشت.”جرج واشینگتون” برای “کانر” همچون”لئوناردو داوینچی” برای “اتزیو” می باشد.شهر های اصلی بازی “بوستون” و “”نیویورک” هستند .البته کانر به جنگل های اطراف و شهر های دیگر از جمله” New England” نیز سفر خواهد کرد.در E3 امسال دو دمو از این عنوان پخش شد.یکی “کانر” را به عنوان کاپیتان یک کشتی نشان می داد و دیگری کانر را در New England که باید یکی از فرمانده های تمپلار ها را می کشت.کانر می تواند حیوانات را شکار کند و با فروش گوشتشان پولی به جیب بزند و یا از آن ها برای تغذیه استفاده کند.هم چنین کانر می تواند از درختان به راحتی بالا برود و همان طور که از یک پشت بام به پشت بام دیگر می رود،از یک شاخه به یک شاخه ی دیگر برود.انیمیشن کانر در چنین لحظاتی فوق العاده است .گرافیک بازی عالی است و از موتور جدید یوبیسافت یعنی Anvil Next برای ساخت آن استفاده شده است .این موتور می تواند در یک صحنه بیش از ۱۰۰۰ کاراکتر را رندر کند!این رقم به هیچ وجه شوخی نیست و با توجه به این که موضوع این بازی نیز انقلاب آمریکا و جنگ های آن است(در کنار تمپلار ها) ،این موتور کاملا برای این بازی مناسب است.یکی از نکات جالب در مورد ساخت بازی این است که ۳ استودیوی بازی سازی مختلف از یوبیسافت در حال ساخت بازی هستند.Ubisoft Montreal در حال ساخت بخش داستانی و تک نفره ی بازی است،Ubisoft Annecy در حال ساخت بخش چند نفره ی بازی و Ubisoft Singapore در حال ساخت بخش کشتیرانی بازی.گیم پلی دریایی بازی که آن هم در E3 نمایش داده شد،یکی از هیجان انگیز ترین و بهترین تریلر هایی بود که در این نمایشگاه پخش شد.شما کنترل کامل کشتی را بر عهده دارید و می توانید بعد از هدف گیری دستور شلیک بدهید.اسب سواری نیز بعد از عنوان نه چندان موفق Assassin’s Creed: Revelations به این سری برگشته است .نکته ی جالب در گیم پلی بازی این است که در بعضی از خیابان های دو شهر”بوستون” و “نیویورک” پنجره های بعضی از خانه ها باز است و “کانر” می تواند از طریق آن پنجره به خیابان پشتی برود و از دست گارد های شهر راحت تر فرار کند.به هر حال Assassin’s Creed III عنوانی بسیار امیدوار کننده است که قرار است علاوه بر کنسول های نسل حاضر(در تاریخ ۳۰ اکتبر) و PC(تعطیلات کریسمس)،بر روی کنسول نسل بعدی نینتندو یعنی WiiU نیز عرضه شود.

۵٫Metro: Last Light

“مترو ۲۰۳۳″ (Metro 2033) از بهترین بازی هایی بود که بسیاری از بازیباز ها تجربه کرده بودند و نمره های خوبی هم از سایت ها و مجلات مختلف گرفت.این عنوان به علت اتمسفر فوق العاده ای که داشت،هر بازیبازی را تحت تاثیر قرار می داد.روسیه سال ۲۰۳۳ زمانی که مسکو به محیطی آخرالزمانی تبدیل شده و موجوداتی جهش یافته و ترسناک به انسان ها حمله می کنند.”مترو: آخرین روشنایی” (Metro: Last Light ) ادامه ای مستقیم بر Metro 2033 است و البته پیش تر با نام Metro 2034 شناخته می شد.این عنوان بدون شک یکی از بهترین نمایش های E3 امسال را با آن Live Action فوق العاده اش و البته تریلر ۱۲ دقیقه ای “به مسکو خوش آمدید” (Welcome To Moscow ) که گیم پلی بازی را به نمایش گذاشت،رقم زد.هر چند این بازی در مرحله ی Pre Alpha قرار دارد،اما باز هم نمایش بازی فوق العاده بود.داستان بازی باز هم ماجراهای شخصیت اصلی بازی قبلی ،یعنی Artyom را دنبال می کند و در مسکو ی آخرالزمانی می گذرد و البته مترو های ترسناک آن.در این عنوان Artyom دارای یک همراه هم است که ظاهرا تا پایان بازی همراه او خواهد بود و از هوش مصنوعی خوبی هم برخورد دار است.بازی همان اتمسفر تاریک و خاص عنوان قبل را دارد.در این عنوان ،دشمنان بازی نیستند که شما را وحشت زده کنند.این مترو های سوت و کور و عوامل طبیعی است که شما را جذب و البته وحشت زده می کند.یکی از مشخصه های این عنوان این است که بازی هیچ HUD ای ندارد و همین یکی از عواملی است که علاوه بر ترسناک تر کردن بازی،به هر چه واقعی تر شدن آن نیز کمک می کند.شما هیچ وقت نخواهید فهمید که مهماتتان کی به پایان می رسد و چه قدر مهمات دارید .تنها کاری که باید انجام دهید این است که به مترو های ترسناک و خاموش بروید و به دنبال مهمات بگردید.مانند عنوان قبل باید هنگامی که وارد مترو می شوید،از ماسک مخصوص استفاده کنید واگر بیش از حد صدمه ببیند،منجر به مرگ شما خواهد شد.دشمنان نیز بیش تر موجودات جهش یافته خواهند بود که البته انواع مختلفی دارند.بعضی از آن ها پرواز می کنند و می توانند شما را حمل کنند،بعضی از آن ها همانند گرگ هستند و می توانند با دو ضربه ی محکم شما را بکشند.اما دشمنان انسان نیز در بازی وحود دارند که کنترل بعضی از مترو ها را در دست گرفته اند.بازیباز قادر است تا در بازی مخفی کاری کند و یا با اکشن تمام و اسلحه های منحصر به فرد بازی ،ماموریت را به پایان برساند.نکته ی بسیار مهمی که در دموی بازی وجود داشت،این بود که ما شاهد دوران کودکی و قبل تر از آن،نوزادی Artyom بودیم.در قسمتی از تریلر،Artyom و همراهش وارد هواپیمایی می شوند که همه ی اجساد آن تبدیل به اسکلت شده اند.جلوتر می فهمیم که این همان هواپیمایی بوده است که به هنگام کودکی Artyom بعد از انفجار اتمی در مسکو،نابود شد و تنها او بود که زنده ماند.در ابتدای دمو نیز صدای مادر Artyom را می شنیدیم که او را صدا می کرد اما هرگز چهره ی وی را ندیدیم.ظاهرا در طول بازی با فلش بک های زیادی برخورد خواهیم کرد که دوران کودکی Artyom قبل از انفجار هسته ای را نشان می دهد.چون بازی هم چنان در مرحله ی Pre Alpha قرار دارد،هنوز نمی توانیم در مورد گرافیک بازی قضاوت کنیم اما با این حال گرافیک بازی در سطح مطلوبی قرار داشت و بروزتر از نسخه ی قبل بود.موسیقی متن بازی شاهکار است .به قدری این موسیقی شما را تحت تاثیر قرار می دهد که متعجب خواهید شد! Metro: Last Light قرار است در تاریخ نامعلومی در سال ۲۰۱۳ بر روی OnLive،WiiU ،Xbox 360 ،PS3 و PC عرضه شود.

۴٫Tomb Raider

یکی از بهترین نمایش های E3 پارسال بدون شک متعلق به Tomb Raider بود.این عنوان توانست با گیم پلی ای عالی و البته فضای ترسناک خودش همه را به وجد آورد.در E3 امسال نیز شاهد نمایش فوق العاده ای دیگر،از این عنوان بودیم.داستان بازی بر می گردد به زمانی که لارا کرافت (Lara Croft ) شخصیت اصلی این سری دختری خام و جوان است و هنوز تبدیل به لارا کرافتی که در بازی های قبلی سری دیدیم نشده است.داستان بازی به این شکل است که لارا برای یک تحقیق علمی سوار بر کشتی ای بوده تا به محل مورد نظر برسد .اما طوفان شدیدی کشتی را نابود می کند و لارا و بسیاری دیگر از کسانی که زنده ماندند،به جزیره ی “مثلت اژدها” (Dragon’s Triangle) که به “جزیره ی شیطان ” نیز معروف است می رسند .هنگامی که لارا خود را در بین مرده ها می بیند ،با سختی فراوان از غاری که در آن گیر افتاده بود فرار می کند و پس از آن تنها یک هدف دارد: زنده ماندن.هر چند یکی از هدف های او پیدا کردن دیگر دوستانش است که این موضوع در دمویی که در کنفرانس مایکروسافت پخش شد،کاملا واضح بود.گیم پلی بازی عالی است .می توان گفت بازی تا حدودی Open World است.لارا می تواند با استفاده از تیر و کمانی که دارد حیوانات دیگر را شکار کند و البته استفاده از این تیر و کمان برای بی سر و صدا کشتن دشمنان نیز لازم است.این نکته قابل ذکر است که لارا قادر به استفاده از سلاح گرم نیز هست .در دموی بازی نیز لارا می توانست توسط سلاح “شات گان” خود بشکه های سنگین آب را آزاد کرده و به سمت دشمنان بفرستد تا دشمنان یکی پس از دیگری بمیرند.در قسمتی از دمو،لارا بر روی یک شیشه ی در حال شکستن هواپیما قرار می گیرد و در آخرین لحظه چتر نجات را برداشته و حال با کنترل لارا در این چتر نجات سر و کار داریم .یکی از هیجان انگیز ترین لحظات دمو کنترل لارا در چتر نجات بود .در این قسمت بازیباز باید کاری کند که لارا به درختان و محیط اطراف برخورد نکند تا صدمه نبیند و زنده به مقصد برسد.مخفی کاری در بعضی از مراحل نقش مهمی دارد و لارا نیز می تواند با سنگر گیری و زمان بندی مناسب تک تک دشمنان را به دره پرت کند یا با استفاده از تیر و کمان خود او را بکشد.پلتفرمینگ بازی نیز نسبت به دموی پارسال روان تر به نظر می رسد اما چیزی که کمی طرفداران را نگران کرده،کم رنگ شدن حضور معماهای مختلف است که در گیم پلی بازی های گذشته ی سری نقشی اساسی داشتند .بازی با Crystal Engine در دست ساخت است .افکت های آتش و انفجار فوق العاده هستند و محیط بازی نیز تخریب پذیر است ،به خصوص سنگر هایی که لارا پشت آن ها پناه می گیرد.افکت های برخورد تیر به سنگر و رد شدن از بالاس سر لارا نیز در نوع خود فوق العاده هستند و البته این جا تصویر برداری بازی دست کمی از شاهکار ندارد.صداپیشه ی لارا ،بازیگر سرشناس سریال “خون واقعی” (True Blood)”کامیلا لادینگتون” (Camilla Luddington ) است و نویسنده ی بازی نیز،Rhianna Pratchett نویسنده ی بازی Mirror’s Edge است.جالب است بدانید کارگردان بازی اعلام کرد این بازی ادامه خواهد داشت و قطعا بازی های بیش تری از این سری عرضه خواهد شد.تاریخ انتشار بازی که ابتدا پاییز سال جاری بود به تعویق افتاد و Tomb Raider قرار است در تاریخ ۵ مارچ سال ۲۰۱۳ و بر روی Xbox 360 ،PS3 و PC عرضه شود.

۳٫Halo 4

“سه گانه ی ریکلیمر” (Reclaimer Trilogy ) نام سه گانه ی جدیدی سری بازی های محبوب “هیلو” (Halo) است و اولین بازی آن Halo 4 نام دارد.شخصیت محبوب این سری یعنیJohn-117 معروف به “مسترچیف”(Master Chief ) در این بازی حضور دوباره دارد.بعد از ناپدید شدن وی در پایان “هیلو ۳″ (Halo 3) ،او و “کورتانا” (Cortana) در هیلو ۴ خود را در سیاره ای عجیب به نام Forerunner پیدا می کنند که صد هزار سال قبل از شروع داستان های “هیلو ۱″ به وجود آمده است.طبیعتا دشمنان بازی نیز علاوه بر “کاوننت”ها (Covenant ) که دشمنان همیشگی این سری بوده اند،Forerunner ها هستند.در کل سه دشمن جدید به بازی اضافه شده است که هر کدام ویژگی های خود را دارند و در ادامه در مورد هر کدام از آن ها به طور مختصر توضیح خواهم داد.دموی E3 این عنوان با یک فیلم کوتاه شروع شد که نشان می داد یکی از کشتی های فضایی UNSC (United Nations Space Command) در حال سقوط در یکی از جنگل های سیاره ی Forerunner است.کاملا مشخص بود که مایکروسافت برای این فیلم کوتاه و پروژه ی Reclaimer Trilogy حسابی خرج کرده است!گرافیک بازی عالی است و به نوعی می توان آن را نسخه ی ارتقا یافته ی گرافیک “هیلو: ریچ” (Halo: Reach) دانست .بافت ها کاملا پرداخته شده هستند و البته دشمنان و اسلحه ها طراحی بسیار خوبی دارند.نکته ی جالب که بر می گردد به گرافیک بازی،این است که دوربین بازی طوری طراحی شده که واقعا احساس می کنید از درون کلاه Master Chief در حال بازی کردن هستید .HUD بازی نیز دچار تغییراتی شده است.اسلحه ها در گوشه سمت راست بالا نمایش داده می شوند و نارنجک ها در گوشه سمت چپ بالا. نوار سلامت محافظ همیشگی Master Chief که در صورت ضربه خوردن دوباره پر می شود،در وسط بالا نمایش داده می شود.علاوه بر اسلحه های قدیمی ،اسلحه های جدیدی نیز به بازی اضافه شده اند و ۳ تای آن ها در دموی مربوط به این بازی در E3 نمایش داده شد.سلاح های Forerunner ها قابل استفاده هستند و ظاهرا سلاح های قوی ای هم هستند .مهم ترین دشمنان بازی که متعلق به همین Forerunner هستند،Promethean ها نام دارند که از بومیان سیاره هستند.ما ۳ نوع از این دشمنان را در دموی بازی در E3 دیدیم.ضعیف ترین دشمن بازی Crawler نام دارد.این دشمنان موجودات کوچکی هستند که بر روی ۴ پایشان بر روی زمین و با سرعت بالا حرکت می کنند و خیلی زود از بین می روند اما اگر گرویه حمله کنند کمی مشکل ساز خواهند شد.نوع دیگر دشمنان که کمی قوی تر و البته آزار دهنده تر از Crawler ها هستند،Watcher ها نام دارند.این دشمنان در ارتفاع کمی در هوا پرواز می کنند و می توانند نارنجک هایی را که بازیباز به طرفشان پرت می کند،دوباره بر گرداند .سومین دشمن جدید بازی Promethean Kinght نام دارد که قدرتمند ترین دشمن بازی است.یکی از نکات مثبت دمو موسیقی متن عالی و صداگذاری عالی تر آن بود! تیم صداگذاری بازی که توسط شخصی سرشناس یعنی Sotaro Tojima رهبری می شود،برای هر چه واقعی تر شدن محیط بازی،به جزیره ی “تاسمانیا” سفر کرده اند .این تیم تجربه ی ضبط صدا در زیر آب،آتش و حتی یخ را داشته اند.این نکته قابل ذکر است که این تیم به خاطر بازی هایی همچون Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots و Konami’s Castlevania : Circle of the Moon شناخته شده اند.آهنگساز بازی نیز Neil Davidge است و دیگر خبری از آهنگساز افسانه ی استودیوی Bungie نیست هر چند موسیقی متن این بازی نیز دست کمی از شاهکار ندارد.این بازی دارای بخش چند نفره و Forge Mode نیز است و استودیوی ۳۴۳ قول داده است که ۱۰ نقشه ی بزرگ همزمان با عرضه ی بازی،در بازی وجود داشته باشد.Halo 4 که به تازگی باندل مخصوص آن نیز معرفی شده ،قرار است به صورت انحصاری بر روی Xbox 360 و در تاریخ نوامبر سال جاری عرضه شود.

۲٫The Last of Us

شاید اکثر شما فکر می کردید عنوان The Last of Us بازی اول این مقاله شود اما نیست! The Last of Us جوایز مختلفی را از سوی مجلات و سایت های مختلف برای نمایشش در E3 امسال گرفت اما به نظر من بهترین نمایش E3 امسال متعلق به عنوان دیگری است.The Last of Us بسیار شبیه به فیلم تحسین شده ی”جاده” (The Road ) ،محصول سال ۲۰۰۹ است.داستان فیلم در مورد پدر و پسری است که پس از فاجعه ای که در آمریکا رخ می دهد و اکثر شهر های آمریکا تبدیل به محیطی آخرالزمانی می شوند،باید برای زنده ماند خود را به محلی خاص برسانند.داستان The Last of Us شبیه به داستان فیلم ذکر شده است .داستان “اخرین مان”(The Last of Us) در مورد دختر و مردی به نام “الی” (Ellie ) دختری ۱۴ ساله و “جوئل” (Joel ) از جمله بازماندگان آمریکا است .داستان از جایی شروع می شود که با پخش شدن ویروسی که متعلق به نوعی قارچسمی است،اکثر مردم شهر را کشته و یا به موجوداتی جهش یافته تبدیل کرده است.با این حال عده ی زیادی نیز هستند که هم چنان زنده مانده اند.بعضی از آن ها در شهر حکومت درست کرده اند و عده ای دیگر در حال فرار هستند.محل وقوع داستان بازی ،شهر بوستون است .البته الی و جوئل به شهر های دیگر نیز سفر می کنند و ظاهرا هدفشان خارج شدن از آمریکا و یا رسیدن به جایی امن است.سازندگان از داستان بازی چیزی بیش از این در اختیار رسانه ها قرار نگذاشته اند و در E3 امسال نیز هدف اصلی تیم سازنده ،نشان دادن گیم پلی بازی بود.به گفته ی Naughty Dog ،”جوئل” تنها شخصیت قابل بازی خواهد بود و “الی” توسط هوش مصنوعی فوق العاده ی بازی هدایت می شود.جوئل دارای یک کوله پشتی است که در واقع نقش Inventory را دارد.در این کوله پشتی می تواند از از چیز هایی که در طول بازی جمع کرده اید،یک کوکتول مولوتوف بسازید و توسط آن دشمنان را در آتش بسوزانید .هر چند هنوز اعلام نشده است بازیباز تا چند اسلحه می تواند با خود حمل کند،اما با توجه به ظرفیت یک کوله پشتی انتظار نمی رود بتوان بیش از ۲ اسلحه ی سنگین و ۱ کلت را حمل کرد.و هم چنین این موضوع به هر چه واقعی تر شدن بازی کمک می کند.تعداد گلوله در بازی واقعا کم است .به طوری که حتی ۳ گلوله برایتان با ارزش خواهد بود!البته اسلحه های موجود در بازی متنوع هستند .به طوری که ما در دموی پخش شده در کنفرانس Sony دیدیم که جوئل از “شات گان” نیز استفاده می کند.در بازی سیستم سنگر گیری نیز وجود دارد و از آن می توانید برای مخفی کاری استفاده کنید.یکی از نکات جالب بازی این است که هنگامی که جوئل مورد اصابت گلوله قرار می گیرد ،نوار سلامت وی دوباره پر نمی شود و ظاهرا باید جعبه های کمک اولیه پیدا کند تا نوار سلامتش دوباره پر شود.هوش مصنوعی الی فوق العاده است .او می داند که باید کجا پناه بگیرد و اگر لازم شد در مبارزات به کمک جوئل بیاید .هوش مصنوعی دشمنان ترسناک است! در قسمتی از تریلر وقتی جوئل صدای کلیک اسلحه ی خالی را به صدا درآورد،یکی از دشمنان بازی گفت: “من این صدا رو می شناسم” و بعد از آن الی یک آجر به سمت او پرت کرد و سپس “جول” با خشونت بسیار او را کشت.در جایی دیگر از تریلر،وقتی جوئل نزدیک دری شد،یکی از دشمنان با شات گان خود در را باز کرد و به مبارزه ی تن به تن با جوئل پرداخت.گرافیک بازی عالی است .طراحی کاراکتر ها،بافت ها ،نورپردازی همگی در سطح بالایی قرار دارند،اما گرافیک بازی انقلابی نیست.موسیقی بازی را برنده ی دو جاییزه ی اسکار برای بهترین موسیقی متن دو فیلم “بابل” (Babel ) و “کوهستان بروکبک” (Brokeback Mountain ) یعنی گوستاو سانتاولالا”(Gustavo Santaolalla )می سازد و از همین الان می توان روی موسیقی بازی حساب ویژه ای باز کرد.تاریخ انتشار این بازی که انحصاری PS3 است هم چنان مخشص نیست اما انتظار می رود اوایل سال ۲۰۱۳ عرضه شود.

۱٫Watch Dogs

بدون شک بهترین نمایش و البته غیر منتظره ترین نمایش E3 امسال به IP جدیدی استودیوی Ubisoft Montreal یعنی “سگ های نگهبان” (Watch Dogs ) تعلق دارد.Watch Dogs عنوانی است که دو سال در دست ساخت بوده و باید یوبیسافت را برای نگه داشتن راز ساخت این بازی تحسین کرد .شاید الان بتوان دلیل عرضه ی سالانه ی Assassin’s Creed که از سال ۲۰۱۰ که با عنوان نه چندان خوب Assassin’s Creed: Brotherhood و عنوان سال بعد آن یعنی Assassin’s Creed: Revelations را فهمید .به هر حال Watch Dogs فوق العاده است.شخصیت اصلی این بازی “آیدن پیرس” (Aiden Pierce ) نام دارد و برای سازمان نامشخصی کار می کند.داستان بازی از این جا شروع می شود که در ۱۴ آگوست سال ۲۰۰۳ برق ۵۵ میلیون شهروند آمریکایی قطع می شود .البته این تمام ماجرا نیست و ۱۱ نفر هم در تاریکی می میرند! علت این حادثه دستکاری سیستم برق شهر بوده .۴ سال پیش از این واقع نیز نیز شخصی به نام “ریموند کنی” ویروسی را در تمام شهر شیکاگو پخش کرده و سیستم امنیتی شهر را به خطر می اندازد.بعد از این ماجرا محققان و دانشمندان برای امنیت بیش تر،بر روی یک سیستم امنیتی قوی به نام ctOS ( Central Operation System ) کار می کنند که در واقع یک کامپیوتر بسیار عظیم است و بر روی تک تک تکنولوژی موجود در شیکاگو کنترل دارد.اما سول این است که چه کسی یا چه سازمانی این کامپیوتر و سیستم را کنترل می کند؟همان طور که پیش تر گفته شد ،شخصیت اصلی بازی “آیدن پیرس” نام دارد و یک “ضد قهرمان” است.در دموی بازی در E3 که بر روی یک کامپیوتر بسیار قوی اجرا می شد،آیدن را نشان می داد که می خواهد هدف خود که احتمالا یک هکر است،به نام “جوزف دی مارکو” (Jozeph DeMarco ) را بکشد.به گفته ی سازندگان Watch Dogs در مورد جنگ اطلاعات است .این اطلاعات است که می تواند اشخاصی را که در این جنگ حضور دارند را به پیروزی برساند.Watch Dogs یک بازی محیط باز (Open World ) است و می تواند رقیبی جدی برای سری محبوب GTA باشد.آیدن دارای یک دستگاه عجیب و غریب است که مانند مبایل های هوشمند می ماند و کار های زیادی انجام می دهد.در واقع “آیدن” با این دستگاه جاهای مختلف را هک می کند.ظاهرا بازیباز قادر به انجام ۸ نوع هک مختلف خواهد بود که ما در دموی E3 3 نوع آن را دیدیم.یک نوع هک این گونه است که تمامی موبایل ها و تکنولوژی نزدیک “آیدن” را از کار می اندازد.نوع دیگر، هک موبایل هر فردی است که در محیط بازی وجود دارد.این نوع هک به بازیبازکمک می کند تا اطلاعات هر فرد را به دست آورد.اطلاعاتی همچون سن،قد،شغل،و از همه مهم تر این که فردی که می خواهیم هکش کنیم،فردی هست که به هدف موردنظر ما ارتباطی داشته باشد یا خیر و نوع سوم هک کردن،دستکاری در چراغ قرمز است که بسیار جالب به نظر می رسد و می توانید سبب تصادف ده الی ۱۵ ماشین شوید!مبارزات بازی هم به صورت تن به تن است و هم به صورت مبارزه با سلاح گرم.”آیدن” می تواند بر روی دشمنان خود انواع تمام کننده ها را اجرا کند .مبارزه با سلاح گرم نیز بسیار خوب به نظر نی رسید.بازیباز در این بازی نیز می تواند همچون بسیاری دیگر از بازی های اکشن سوم شخص، سنگر گیری کند و در فرصتی مناسب به سوی دشمنان تیراندازی کند.او می تواند از روی کاپوت ماشین ها لیز بخورد و دشمن مورد نظر را پس به زمین زدن،با یک گلوله در مغزش بکشد.”آیدن” همچون “مکس پین” می تواند زمان را آهسته کند و با دقت بیش تری تیر اندازی کند.گرافیک بازی به معنای واقعی کلمه شاهکار است و حتی به ما گرافیک نسل بعد را نشان می دهد .از آن تکان خوردن بسیار طبیعی کت “آیدن” توسط وزش باد گرفته تا آن انفجار بسیار زیبای انتهای دمو که هر دویشان از بهترین قسمت های دموی بازی را تشکیل می دادند.هنگامی که “آیدن” در شب و زیر باران برای شلیککردن به سوی دشمنان،زمان را آهسته کرد و قطرات باران را می دیدیم که چه قدر زیبا و چشم نواز در آن بخش کوتاه خودنمایی می کردند.ظاهرا در بازی چرخه ی روز و شب هم وجود دارد که به هر چه واقعی تر شدن بازی کمک می کند.بسیاری از منتقد ها معتقد اند که Watch Dogs ،Assassin’s Creed مدرن است .بازی داری بخش چند نفره ی همکاری (Co-Op) هم است به این معنی که چندین بازیباز می توانند به کمک یکدیگر یک ماموریت بخش داستانی بازی را به پایان برسانند.این بازی با این که اعلام شده قرار است سال بعد بر روی کنسول های نسل حاضر و کامپیوتر های شخصی عرضه شود،اما هنوز عرضه ی بر روی Xbox 360 و PS3 صد در صد نیست.

:: Death Magnetic

Hunting the Bat